بیوگرافی کامل حافظ ناظری از زبان خودش

Rate this post

دوران كاري موسيقي من از سن ۹ سالگي آغاز شد زماني كه پدرم – شهرام ناظري – را در اجراهاي موسيقي سنتي ايران در آسيا و اروپا همراهي مي كردم. در ماه مارس سال ۲۰۰۱ ( اسفند ماه سال ۱۳۷۹) در شهر نيويورك كنسرتي برگزار كرديم كه زندگي مرا تغيير داد. پويايي كار گروه ما در منقدان و حضاران غوغايي به راه انداخت كه به علت كيفيت و نوآوريش به يك سطح جديدي از الهامات و ارتباطات موسيقيايي منجرشد. در اين مرحله بود كه متوجه شدم چه كار بايد كنم و براي باقي عمر هنري ام چه مسيري پيش گيرم. سپس به ايران آمدم و تصميم گرفتم كه براي تحصيل موسيقي غرب به آمريكا برگردم. در اين ايام بود كه قصد برگزاري كنسرتي را نيز در ايران داشتم كه روح و فضاي كنسرت نيويورک را مجددا خلق كند و خصوصا اينكه مخاطبان جوان را جذب خود كند.

با نوازندگان جوان زيادي را مصاحبه كردم و نهايتا نيز گروه رومي را تشكيل دادم كه سياوش ناظري براي ساز دف -شروين مهاجر براي ساز كمانچه – پژمان اخواص براي ساز تمبك و دمام و محمد فيروزي نوازنده معروف بربت شامل مي شد. به مدت چهار ماه مشتاقانه و بسيار سخت بر آهنگها و تنظيمات جديدي كه ساخته بودم تمرين مي كرديم . وقتي كه پدرم برگشت ـ براي اجرا در فستيوال شهر ريودوژانيرو در برزيل و كشور ديگري از آمريكاي جنوبي ـ كنسرتهايي را در ۱۶ شهر ايران برگزار كرديم. براي اولين باري بود كه يك تور كنسرت ايراني در كشور برگزار ميشد. چهار شب برنامه در كاخ سعدآباد تهران ۱۲۰۰۰۰ نفر مخاطب جذب كرد كه در تمامي منطقه خاورميانه بي سابقه بود. قابل توجه بود كه كه بيشتر مخاطبان دختران و پسران جواني بودند كه به تازگي موسيقي سنتي را مي شنيدند.

بازتاب چشمگير و توجه رسانه هاي فرا مرزي كه به اين كنسرت شد باعث شد كه دعوت نامه هايي براي اجراي همين اجراي كنسرت از اداره تياتر شهر پاريسTheatre de la Ville و استكلهم داشته باشيم كه اجراي استكلهم به طور مستقيم از راديو پخش ميشد. به توجه به سخت گيري قوانين دريافت رواديد براي ايرانيان كه سفرهاي فرا مرزي را پيچيده كرده بود و اينكه عملا تحصيلاتم را در آمريكا آغاز كرده بودم ناچارا دعوت نامه هاي براي اجرا در توكيوـ قاهره ـ مادريد ـ لندن ـ كلن و هامبورگ رابه تعويق انداختم. قسمتهايي از آثارم نيز توسط اركستر فيلارمونيک ارمنستان تحت رهبري تحسين برانگيز لوريس چكناوريان در سالن رويال آلبرت لندن مجددا تنظيم و اجرا شد. در پاسخ به دعوت نامه هاي متعدد براي اجرا و مشكلات سفر بيرون مرزي من پدرم دو نوازنده ديگر را از اروپا انتخاب كرد كه اجراي اروپا و چند جشنواره بين المللي موسيقي اعم از جشنواره فسFEslt,kd هر شعر همسان ميگشت به همراه نوآوري هاي منحصر بفرد پدرم در آواز يك لحن جديدي را در موسيقي ايراني خلق كرد. يكي از اهدافش احيا كردن فرمهاي آوازي است كه به سبب شرايط اجتماعي تاريخي فراموش گشته است. در اين فرمهاي قديمي سيرتهاي لحن حماسي و اسطوره اي متن در فرم پرداختن آواز بيان مي شود. نگارش آهنگ: نوشتن موسيقي و تنظيم اين آثار اساسا با قطعات موسيقي سنتي ايران در اركستراسيون هارموني فرم حالت و الگوهاي ريتميك متفاوت است. فرم: موسيقي سنتي ايران از چهار قسمت اصلي تشكيل شده است كه به ترتيب شامل: پيش درآمد ـ چهار مضراب ـ ساز و آواز ـ تصنيف ـ رنگ ـ كار و عمل است. براي مثال در قطعه فراسو دو فرم موسيقيايي با نامهاي آواز و تصنيف با استفاده از تحرير ريتميك ‌(والاترين تكنيک در آواز ايراني ) با هم عجين شدند كه يك اثر كاملا جديد خلق شد كه هنوز هم به لحاظ فرم موسيقيايي ناشناخته است. سازبندي: از آنجايي كه سازهاي ما سنتي و ريشه در سرشت مردممان دارد همه آنها به شيوه هايي تغيير شكل داده اند و هدف من اين است كه ظرفيت تكنيكي و فيزيكي شان را توسعه دهم. براي مثال در بخش سه تار با چند ملودي نواختم به جاي بكارگيري هميشگي از تنظيمات يك نوع ملودي. همچنين اضافه كردن يك سيم به بربت كه باعث ميشد صدا و كارايش در همراهي ها همانند بم بربت باشد. سيم ويولا را هم به كمانچه اضافه كرديم و همچنين به صورت چند ملودي نواخته ميشد. مجاورت بسيار خاص اين سازهاي سنتي و مردمي در اين آثار بسيار اصيل و يكتا بود. استفاده خلاقانه از الگوهاي ريتميك مولفه هاي ساز و آواز را به همساني توامي كشاند كه با مهارت نوازنده هاي دف و تمبك پرطنيني ويژه اي مي يافت. فرم: تمامي اثر در فضاي دستگاه نوا مجددا ساخته شده بود و البته نه بر اساس نت مرسوم بلكه با استفاده از پر طنيني نوين شالوده كار فرازها و ريتمهاي تركيبي دركنار منتخبي از اشعار زيباي مولانا. سفر به ابديت: قطعه اي از اين لوح فشرده كه بيشترين مباحثه را شامل تعبير شخصي من از رديف نوا است كه در واقع سفري به ماوراي چهار گوشه مختلف اين دستگاه با نامهاي درآمد – نيشابورك – زنگ شتر و نهفت در فرم سه تار نوازي معاصر است. همچنين بنده خطر پذيري يكپارچگي ملودي هاي چند گانه غربي و تك ملودي هاي شرق سنتي را انجام دادم و به زيبايي شناسي فرازها و ملودي هاي شخصي متمركز شدم كه يك نوع جديدي از موسيقي را با گفتار هارمونيك و حالت سور رياليست خود توليد مي كرد.